نقش مدرسه و عوامل آموزشگاهی در بهداشت روانی دانش آموزان
نقش مدرسه و عوامل آموزشگاهی در بهداشت روانی دانش آموزان
گرد آورنده: مهرعلي گراوند
چكيده:
بسياري از مردم از بهداشت رواني تصويري از بيماري هاي حاد رواني در ذهن دارند در صورتي كه بحث پيرامون بهداشت رواني به معني يافتن راه هايي براي پرورش مهارت هاي مطلوب اجتماعي در دانشآموزان است.
از آنجا كه شخصيت كودك در خانواده و مدرسه پي ريزي مي شود لذا در اين مقاله براي بررسي موضوع به نقش و اهميت اين دو نهاد در پيشگيري از مشكلات رواني دانش آموزان پرداخته شده است. زيرا به كارگيري اصول بهداشت رواني در مدرسه كار آساني نيست و نياز به همكاري و مشاركت ساير عوامل انساني مدرسه و خانواده دارد.
بنابراين عوامل موثر در بهداشت رواني كودكان كه بايد به طور هم زمان مورد توجه والدين و مربيان قرار گيرند، به طورخلاصه بيان شده اند كه از جمه آن ها مي توان به احساس وابستگي گروهي، ميزان پيشرفت تحصيلي دانش آموزان، توانايي دانش آموز در سازگاري با تغييرات، بالا بردن قدرت درك و تشخيص، تشويق به تصميم گيري و تشخيص مشكلات دانش آموزان به وسيله ي معلمان و والدين، اشاره كرد كه در پايان مقاله براي ايجاد يك محيط رواني سالم پيشنهادهايي نيز ارائه گرديده است.
مقدمه:
دانش آموزان هر روز با كوله باري از دفتر و كتاب به مدرسه مي روند تا بتوانند با كسب علم و دانش قدم در راه پيشرفت و ترقي گذارند. عوامل بي شماري از جمله: عملكرد خانواده ها، بهداشت جسمي و رواني، روش هاي آموزش و ... بر روند تحصيل و يادگيري آنان تاثير مي گذارد.
اگر مي خواهيم عملكرد مدرسه ي ما رضايت بخش باشد و دانش آموزاني موفق داشته باشيم، بايد به سلامت جسم و روان آن ها به طور هم زمان توجه كنيم. زيرا بسياري از مشكلات رواني و اجتماعي از دوران كودكي در دانش آموزان دروني مي شود كه موجب عملكرد ضعيف آن ها در مدرسه و به دنبال آن اعمال تنبيهها براي بدرفتاري و شكست هاي تحصيلي مي گردد.
خانواده اولين نهادي است كه كودك در آن رشد و پرورش مي يابد و مورد حمايت مادي و معنوي پدر و مادر و ساير اعضاي خانواده قرار مي گيرد. طبيعي است هر چه فشار رواني بيشتري از جانب خانواده بر كودك تحميل شود، نقش مربيان و آموزگاران دوره ي ابتدايي در ايجاد فضايي آرام و سالم پر رنگ تر ميشود.
تعريف بهداشت رواني و ويژگي هاي افراد سالم
بهداشت روانی عبارت است از پيشگيري از اختلالات رواني وبه كاربردن روش هايي براي ايجاد محيطي سالم كه طي آن شخص بتواند به دور از ترس، خشم، اضطراب و ... به سوي موفقيت گام بردارد و خود را به عنوان فردي مسئوليت پذير و داراي عزت نفس به جامعه عرضه نمايد. پژوهش هاي زيادي نشان مي دهند كه يك پنجم دانش آموزان در مدارس دچار مشكلات مربوط به سلامت رواني هستند كه اختلالات رفتاري آن ها تا مقطع دبيرستان و يا حتي تا هنگام ورود به جامعه در آن ماندگار است.
افرادي كه از نظر بهداشت رواني سالم هستند داراي ويژگي هايي به شرح زير مي باشند:
1- ادراك درست از واقعيت
2- شناخت خود و تو انايي هاي خود
3- داشتن روابط بين فردي سالم
4 - برخورداري از كارايي حرفه اي بسيار بالا
عوامل موثر در بهداشت رواني
1- وابستگي گروهي: يكي از اساسي ترين ويژگي هاي هر انسان، احساس تعلقي است كه نسبت به گروه و اجتماعي كه در آن زندگي مي كند، دارد. زماني كه دانش آموز نسبت به مدرسه، كلاس و دوستانش احساس وابستگي مي كند، در حقيقت خود را با آن ها هماهنگ و سازگار كرده و نسبت به آنان (مدير، معاون، معلم و...) حس اعتماد و اطمينان قلبي پيدا كرده است. دانش آموز مي تواند با اين پشتوانه ي مثبت فكري، مسائل و مشكلات گوناگون خود را بيان كند و از طريق ايجاد روابط سالم با همسالان، درصدد حل آن ها برآيد.
مطالعات نشان مي دهند كه هر چه روابط دانش آموزان دوران ابتدايي صميمي تر و دوستانه تر باشد، در سال هاي بعدي تحصيل، مشكلات رفتاري كمتري از خود نشان مي دهند. (سلحشور، 1382).
اولين و محكم ترين روابط اجتماعي كودكان، رابطه ي آن ها با والدين و آموزگاران دوره ي ابتدايي است كه مي تواند حس وابستگي و ارتباط با مدرسه را در آنان تحكيم بخشد. داشتن رابطه ي نزديك با معلمان سال هاي اول تحصيل نقش مهمي در ايجاد حس تعلق و وابستگي كودك نسبت به مدرسه دارد. زماني كه كودك احساس خوشايندي نسبت به پدر، مادر و آموزگار خود دارد، اين احساس رضايت را به آن ها منتقل مي كند.
كاركنان مدرسه مي توانند با ارائه گزارش هفتگي از عملكرد و پيشرفت كودك در مدرسه، ترتيب دادن جلسات ماهيانه و تشويق اوليا براي شركت در فعاليت هاي مدرسه، ايجاد محيطي سالم و آموزنده، ايجاد ارتباط و دوستي با بچه ها و ... روحيه ي همكاري و تعاون و ارزش هاي گروهي را در دانش آموزان تقويت كنند.
2-پيشرفت تحصيلي : تمامي دانش آموزان نسبت به پيشرفت تحصيلي و فعاليت هاي كلاسي كنجكاو و علاقه مندند و دوست دارند از ميزان موفقيت خود در رسيدن به هدف ها آگاهي داشته باشند. در مورد دانشآموزاني كه اين خصيصه را ندارند و يا بيش از اندازه به والدين خود متكي هستند، آموزگاران و معلمان مي توانند با تشويق و تقويت انگيزه هاي آنان، به آن ها كمك كنند تا نسبت به پيشرفت خود در مدرسه كنجكاو و علاقه مند باشند.
براي رسيدن به هدف فوق، كاركنان مدرسه مي توانند:
- به كودك كمك كنند تا هدفي براي خودش مشخص كند.
- چگونگي رسيدن به هدف را به آنان بياموزند.
- از دانش آموزان بخواهند وسيله اي براي سنجش خود ابداع كنند.
- براي رسيدن به هدف نهايي ، مهلت معيني در نظر بگيرند.
3- قدرت سازگاري با تغييرات: انجام كارهاي روزانه به صورت عادت، يكي از نكات مهم آموزش كودكان است. بچه ها با يك سلسله مفاهيم و اصول اوليه ي ساده در مقطع پيش دبستاني و سال اول ابتدايي به صورت انجام عادات روزانه مثل جمع كردن وسايل شخصي درجعبه ي مخصوص، مسواك زدن روزانه و .. آشنا مي شوند. نكته ي مهم اين است كه كودك چگونه با تغييرات عادتي خود كنار مي آيد. برخي از كودكان نسبت به كم ترين تغييري واكنش منفي مثل ترس، خشم، اضطراب و... از خود نشان مي دهند، به خصوص اگر در گذشته هم شاهد تجارب استرس آوري در اين زمينه بوده باشند.
اين بچه ها براي اين كه بتوانند خودشان را با تغييرات مختلف در محيط مدرسه سازگار و هماهنگ كنند به كمك آموزگار خود احتياج دارند. براي نمونه ممكن است دانش آموزي نسبت به جابه جايي در كلاس واكنش منفي خشم و پرخاشگري از خود نشان دهد يا گوشه گير و منزوي شود. در اين صورت آموزگار مي تواند با درك احساسات كودك و آرام ساختن او، سازگار و انطباق با شرايط جديد را براي او راحت تر كند. زيرا بچه ها به اين ويژگي مهم و ارزشمند كه دردوران خردسالي در آن ها شكل مي گيرد، احتياج دارند. ممكن است اين تغييرات در محيط خانه روي دهد، مثل تولد نوزاد جديد، بد خوابي، جابه جايي منزل و ... در اين صورت بهتر است آموزگاران و مربيان، توجه والدين را به اين موضوع جلب كنند و از آن ها بخواهند در صورت ايجاد چنين تغييراتي در خانه، آن ها را نيز در جريان بگذارند.
4- بالا بردن قدرت درك و تشخيص: كودكان و نوجوانان نياز به پرورش قدرت درك و تشخيص دارند. آموزگاران و عوامل آموزشگاهي مي دانند با تشخيص پيشرفت تحصيلي بچه ها، آن ها را نسبت به عملكردشان در مدرسه آگاه سازند و با آموزش رفتارهاي پسنديده در محيط هاي آموزشي، آن ها را به رقابت سالم، خويشتن داري، كنترل نفس، نوع دوستي و وظيفه شناسي، تشويق كنند. براي مثال، اگر رفتار اشتباه و نابهنجاري از كودكي سرزد، آموزگار مي تواند با صحبت درباره ي عمل اشتباه او، رفتار صحيح را به او متذكر شود. گاهي بچه ها رفتار درست و مناسب را نمي دانند و ناخواسته كاري مي كنند كه مورد سرزنش و نكوهش قرار مي گيرند. در چنين شرايطي بهتر است ابتدا به صحبت هاي كودك و علت رفتار او خوب گوش كند و سپس سعي كند با بالا بردن قدرت فهم دانش آموزان، رفتار صحيح را به او بياموزد.
5- تشويق به تصميم گيري: مربيان و آموزگاران بايد خواستها و انتظارات خود را از دانش آموزان به طور مشخص براي آنان بيان كنند تا دانش آموزان به مرور زمان به قابليت ها و توانايي هاي خود پي ببرند و براي جلب نظر آموزگارخود درصدد حضور مرتب در كلاس و انجام تكاليف برآيند.
برنامه ريزان آموزشي مي توانند با ايجاد فرصت هايي براي انجام فعاليت هاي فوق برنامه مثل تهيه روزنامه ديواري، خبرنامه هاي كلاسي، كتاب خواني و... نظر دانش آموزان را به رفتارهاي اجتماعي پسنديده مثل داشتن ارتباط سالم اجتماعي، مسئوليت پذيري فردي و تقويت روحيه تعاون جلب كنند و راه هاي جديد تصميم گيري را به روي آنان بگشايند.
6- كسب تجربه: توانايي درس گرفتن از اشتباهات، يكي از عوامل مهم در موفقيت دانش آموزان است. زماني كه بچه ها قدرت درك شكست هاي خود را به طور معقول داشته باشند، مي توانند باشناخت محدويت ها، تعريف مجددي از اهداف خود داشته باشند و دوباره با تعميم به تلاش و كوشش بيشتر، از تجربه قبلي خود درسي ارزشمند بگيرند.
تحقيقات نشان مي دهند دانش آموزاني كه توان بالايي براي مقابله و رويارويي با ناكامي ها و شكستهاي تحصيلي دارند، قدرت تجديد نظر و نوانديشي بالاتري نسبت به ساير بچه ها دارند.
آموزگاران و مربيان آموزشي مي توانند با كمك به دانش آموزان در استفاده از تجارب و اشتباهاتشان، امكان دستيابي به راه حل هاي جديد را براي آن ها آسان كنند. اين كار به بچه ها كمك مي كند تا توانايي هاي خو درا دوباره ارزيابي كنند و با يافتن شيوه اي جايگزين، به هدفشان كه همان موفقيت در امر تحصيل است، نايل آيند.
7- تشخيص مشكلات و ارائه ي راه حل: اگر آموزگاران و مسئولان آموزشي مدارس بتوانند نشانه ها و علائم مشكلات بچه ها را زود تشخيص دهند و با ارزيابي كلي و درست از موقعيت دانش آموز، او را به سمت حل مشكلش سوق دهند، موثرترين گام را در جهت موفقيت او برداشته اند.
مسائل دانش آموزان معمولاً از دوره ي ابتدايي آغاز مي گردند كه در بعضي موارد به دبيرستان كشيده مي شوند. پس اگر آموزگاران دوره ي دبستان نسبت به مشكلات رفتاري و رواني بچه ها آگاهي داشته باشند، سريع تر مي توانند راه حلي براي رفع مشكلات بيابند و اجازه ندهند مشكل ساده اي كه مي تواند طي چند ماه حل شود، تبديل به يك معضل آموزشي و اخلاقي شود. چون كودكان دوره ابتدايي نمي توانند مشكلات خود را به طور واضح و روشن بيان كنند، لذا آموزگاران آن ها بايد با نشانه هاي اين گونه مشكلات آشنا باشند تا بتوانند با تشخيص درست و زود هنگام ناراحتي او، سعي كنند راه حل مناسبي براي رفع آن در نظر بگيرند.
پيشنهادها
به منظور بهبود وضع بهداشت رواني دانش آموزان چند راه كار به شرح زير پيشنهاد مي شود:
1- هماهنگي بين مدرسه و نهادهايي كه وظيفه ي سلامت رواني كودكان رابه عهده دارند
2- تقويت رفتارهاي مثبت در دانش آموزان
3- هماهنگ كردن امكانات مدرسه با انتظارات والدين
4- برگزاري كلاس هاي تربيتي براي والدين دانش آموزان
5- استفاده از نظريات اوليا در جهت پيشبرد اهداف آموزشي مدرسه
6- ايجادارتباطي موثر و صميمي بين معلمان و اولياي دانش آموزان
7- معرفي منابع مفيد مناسب در زمينه ي بهداشت رواني براي بالا بردن سطح آگاهي والدين
8- استقبال از حضور والدين در مدرسه تا حدي كه آنان احساس ارزش و احترام كنند
9- مشاركت دادن والدين درباره ي مسائل آموزشي، بهداشتي و.... دانش آموزان
10- فرصت دادن به دانش آموز براي بيان مشكلات خود
منابع
1- حسيني، سيدابوالقاسم. اصول بهداشت رواني. انتشارات دانشگاه مشهد،1360.
2- شعاري نژاد، علي اكبر. روانشناسي عمومي. انتشارات سمت، 1372.
3- اخوت، ولي الله. تشخيص اختلالات رواني. انتشارات رز، 1362.
4- قائمي، علي.خانواده و مسائل نوجوان و جوان. انتشارات شفق، 1361.
5- سلحشور،ماندانا.الفباي بهداشت رواني.ماهنامه پيوند، شماره 291، انتشارات وزارت آموزش و پرورش، 1382.
6- توكلي، مهين. مشكل ويژه ي دوره ي ابتدايي. ماهنامه رشد آموزش ابتدايي، شماره 4 ، انتشارات وزارت آموزش و پرورش،1376.
7- نادري، عزت الله و سيف نراقي، مريم. دانش آموزان استثنايي و تشخيص مشكلات آنان. انتشارات اميركبير، 1366.
:: موضوعات مرتبط: تحقيق و پژوهش
http://mehrbaran49.blogfa.com/post-432.aspx
منظرگاه مدیریتی تعلیم و تربیت محل عرضه نظرات تعلیم و تربیت محققین و دیدگاههای ائمه معصومین سلام الله علیهم می باشد.